آموزش گیتار.پاپ.کلاسیکو و فلامینگوجمعه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٥

آموزش گیتار.پاپ.کلاسیکو و فلامینگو


یک وبلاگ بسیار مفید برای علاقمندان به موسیقی
مخصوصاً علاقه مندان به نواختن گیتارو
آموختن گیتار در همه ی سبک ها
.................................... 
 
 با هم تکه ای از اموزش اخرین اپدتشان را می خوانیم :
 
اين آرپژ يکي از زيباترين و ظريفترين تکنيکهاي فلامنکو است
 و از آرپژهاي قبلي کمي مشکل تر است
و پشت سر هم و بصورت ممتد استفاده نميشود
 و فقط يک يا دو بار زده ميشود و تقريبا هميشه با آرپژ ديگري همراه است.
نحوه اجرا:ابتدا شصت بصورت آپوياندو بر روي يکي از سيمهاي باس ضربه زده
 و سپس انگشتi روي سيم 3 يک ضربه تيراندو زده و
 انگشت m روي سيم 2 و انگشت aروي سيم يک ضربه ميزند
.سپس انگشتm مجدداروي سيم 2 و سپس انگشتi روي سيم 3.

Free image hosting www.PicFury.com [Free Image Hosting]

مدیر گروه هنر : بهاره بهرامی
نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()

ترانه مجهولیکشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٥

ترانه مجهول      ............................................     hodak.persianblog.ir

من عاشقانه ندارم من فقط

بیماری اسطوره پرستی ام

که اوج میگیرد بافته های

کلماتم ریزش میکند از لای انگشتانم

و کنترلش خارج میشود ازحد توانم

و آنوقت است که

بی پوشش انگار میبینم!

ترانه مجهول از جمله ی معدود وبلاگهای پرشین بلاگ هست که هیچوقت حس نمیکنی زمان

چه جور با شتاب از بین چشمهات عبور میکنه!و همچنین جزو معدود وبلاگهایی که شایسته ی

لفظ برترین هست!

دوست عزیزم هدا در آخرین نوشته اش اینجوری نقش زده:
به من سلام نکن . من از سلام ها می ترسم و خدا کت اش را روی شانه هايم می اندازد . لرز کرده بودم . توی سرگيجه ها نورها چشم ها را می زنند و خدا خودش را خاموش کرد آنقدر تاريک شد که تاريکی هايم را با تاريکی هايش اشتباه می گرفتم . بعد آرام آرام ديدم که قدم برميدارم و کسی دستم را نگرفته است . صبح که می شد صدای موج می آمد و تا هميشه ادامه داشت....


با آروزی موفقیت روز افزون برای دوست خوبم.

نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()

کلبه گلیپنجشنبه ٢۳ شهریور ،۱۳۸٥

پيدايش کن

خورشید طلوع نکرد

چشمانم یاداور خواب های کودکی ام نیستند و من میترسم

آیا واژه هایم خواهند مرد و در قعر تابش امواج به سیاهی فضا خواهند پیوست

 آیا خاطرات  را میشناسی

آیا صورت خسته ات را دیده ای

 از کودکی ات تابش ها را با خود به قعر چاه بزرگ شدن اوردی

 اینجا تاریک است

من نمیبینم ای خورشید

 به من که واژه هایت را با خود ندارم قطره ای برسان

و ای باد سرد این چاه اگر از کنار شکوفه ها گذشتی تو را به چشمان او قسمت میدهم

 تو رو آسمان تورو تپش های سینه اب تو و خدا را قسم میدهم

به خورشید بگویی کسی در قعر چاه تاریک افتاده است

 نوری ندارد کمی نور تنها برایش بیاور تو رو خدا را...

کودکی هایم دارند میمیرند

ستاره ها خاموش میشوند

خورشید طلوع نکرد

دستانم سرد شد

خدا نگاه میکرد

      

      کلبه گلی           http://delltang.persianblog.ir 

  

باآرزوی موفیقت برای کلبه گلی عزیز

مدیر گروه  آزاد :  مریم ( pinKy )

نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()

بیا به خدا تلفن کنیمچهارشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٥

(( به نام خدا ))

بیا به خدا تلفن کنیم : از فروردین 1385 شروع به کار کرده و در به روز رسانی وبلاگ منظمی بوده است . همین نام زیبا و جالب وبلاگ او ، هر فرد کنجکاوی را به وبلاگ او می کشاند تا ببیند واقعا در این وبلاگ با این نام چه خبر است ؟

نویسنده وبلاگ با مطالب کوتاه و سریالی سعی بر این دارد درباره ی موضوعات مختلف گفت و گو کند . قسمتی از آخرین پست این وبلاگ را با هم می خوانیم :

براتون از كلام و ذهن خلاق گفتم . ديدم بد نيست مطلب زير رو هم كه توي يه كتابي خوندم بيارم اينجا كه بحثمون ملموس تر بشه :

« هر كلام يا انديشه اي كه بر ذهن نيمه هوشيار اثر مي گذارد ، با دقتي حيرت آور به عينيت در مي آيد . درست مانند ضبط صداي خواننده اي بر صفحه حساس گرامافون كه هر آوا و هر لحن و حتي سرفه يا مكث او نيز ثبت مي شود .

بیا به خدا تلفن کنیم                   godtell.persianblog.ir

برای ستاره ، آرزوی موفقیت روزافزون داریم .

مدیر گروه مذهبی : حسن میثمی

نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()

فلسفه ی معماریجمعه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٥
(( بنام خدا ))
فلسفه ی معماری : محیطی سر شار از عشق معماری که به قول نویسنده این وبلاگ درتوصیف معماری=>معماري واپسين لحظه ي تكامل خطوط ، ظهور و انجماد ضرباهنگ هاي طنين افكنده ي درونمان است
 

در تصويرهاي خيالي اکثر ما خانه بنايي منفرد در يك فضاي گسترده است همان كلبه كه براي همه ما انسانها تصوير عام نخستين خانه است و اگر ازما بخواهند خانه خيالي خود را ترسيم كنيم ، آنرا در بستر پاك و بكر طبيعت و يگانه و متمركز به تصوير مي كشيم .
همانگونه كه در نقاشي ساده بچه ها ديده مي شود . تصويري از ساده ترين ، بي آلايش ترين و امن و در مفهوم كلمه يك پناهگاه است . روشنايي اين كلبه در تاريكي شب نشانه انتظار ، حضور انساني و تنهايي است .
اما امروزه دیگر خانه ها آن مفهوم دیرینه را ازدست داده اند و صرفاً نقش یک استراحتگاه شبانه را ایفامی کنند .
 
مدیر گروه هنر : بهاره بهرامی
نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()

مريم دريايیپنجشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٥

مریم دریایی

ساحل من و دريای تو...ساحلی که هيچگاه از هجوم پياپی امواج آزرده نمی شود.

موج تويی ،دريا تويی ، تو که با اشتياق متوالی دريا برای رسيدن به ساحل ، به ديدارم می آيی.

تو که ابر آخرينی و بخشندگی يک شب بارانی...تو که با دوستت دارم هايت ، بغض سکوت سنگينم را میشکنی؛ همان سکوت کهنه و تلخی که گرفتارش هستم و گويا قبل از هر فريادی لازم است...

فقط ايکاش سهم من از دريای عشق تو ، تنها کناره نشينی و هجوم امواج نبود.کاش می توانستم ساحلم را به عمق دريای تو ...به چشمانت برسانم.

من می هراسم می هراسم از سرانجامی که بی تو از زندگيم چيزی نماند...

آه...که چقدر رويای با تو بودن، دور شدن از روزمرگی و تو را خواستن شيرين است!

وقتی که هستی، با قدرت عشق تو از زمين پرواز می کنم، مثل يک پرنده سبکبال دريايی ! و چقدر رويائيست آغاز پرواز از دستهای وسيع و سخاوتمند تو...

و من از آن بالا تنها دريا را می بينم و بس !...

 

          دلت آری که دريا بود و پنداری که تنها بود و ای دريا دل تنها!

                   مرا چون خسته ساحل نشين عاشق دريا بسوی خود فراخواندی...

مریم دریایی        http://darya27.persianblog.ir    

با آرزوی موفیت برای مریم عزیز

مدیر گروه آزاد : مریم ( pinKy )

نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()

لحظه های خاموشییکشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٥

لحظه های خاموشی:عنوان وبلاگ برگذیده این هفته ی گروه ادبی هستش! ترجیح میدم من چیزی نگم و بخوام تا خودتون خواننده وبلاگی که به قلم دوست عزیزمون حمید هست، باشید.
اما قبل از اون میخوام گریزی بزنم به گوشه ای از آخرین نوشته ی این دوستمون که عنوانش شب و خاطره هاست.

باز هم شب شد و باز هم فکر و خیال و خاطره.

با دلی دردمند به گذشته فکر میکنم.

یاری میخواستم،کسی که مرا بفهمد...

کسی که با من میبود وقتی در اوج تنهایی به او نیاز داشتم.

دستان مهربانی میخواستم تا مرا در بر گیرند...

تا مرا به اوج برسانند...حالا کجایی؟!...

پ.ن:گرچه حس میکنم نوشته ی آخر دوستمون کمی ضعیف تر از نوشته های قبلش بوده اما امیدوارم این بهانه ای نباشه تا نوشته های قبل رو نادیده بگیریم ...

به هر حال آرزوی موفقیت دارم برای دوست خوبم حمید!

مدیر گروه ادبی : شینا

نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()

سرویس خبری ژنتیک و بیولوژیک ایرانشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٥

سرویس خبری ژنتیک و بیوتکنولوژی ایران :  یک وبلاگ فوق العاده تخصصی برای علاقه مندان به علم ژنتیک که به صورت تخصصی علم ژنتیک را دنبال میکنند و در آن به موضوعاتی مانند  آزمايش جديد تشخیصی سرطان پستان  ، برگزاري کارگاه آموزشي کنترل کيفي واکسن ها ، پایان اولين كارگاه ملي توليد جنين آزمايشگاهي گاو و انتقال آن ، ژن درمانی توسط گلبول ، علت ژنتیکی بزرگتر بودن مغز انسان نسبت به مغز شامپانزه و بسیاری از بررسی های این علم پرداخته است  .

با هم نگاهی به پست آخر این وبلاگ میاندازیم  : محققان می گويند موفق به ايجاد مجموعه سلول‌های پايه جنينی شده‌اند بدون آنکه جنين را نابود کنند.

توضیح کوتاهی درباره وبلاگ :

سرويس خبري ژنتيك و بيوتكنولوژي ايران در آذر ماه سال هشتاد و یک راه اندازي شد
اين سرويس خبري در ابتدا به صورت آزمايشي با ترجمه اخبار علمي و تهيه گزارش از فعاليتهاي علمي داخلي كشور كار خود را آغاز كرد به تدريج با شناسايي نويسندگان جوان وبلاگهاي علمي مرتبط در داخل و خارج كشور و دعوت از آنها براي همكاري و همچنين دعوت عمومي ساير علاقمندان به فعاليت در اين سرويس خبري، هيات تحريريه آن شكل گرفت از آبانماه سال 1382 فعاليتهاي خبري خود را گسترش داده و به صورت يك سرويس خبري حرفه اي به امر اطلاع رساني در زمينه علم ژنتيك و بيوتكنولوژي مشغول مي باشد در حقيقت سرويس خبري ژنتيك و بيوتكنولوژي ايران شبكه اي از خبرنگاران آشنا با علوم مرتبط به ژنتيك و بيوتكنولوژي مي باشد كه بدون داشتن فضاي فيزيكي به عنوان دفتر سرويس خبري، به تهيه خبر و درج آن بر روي پايگاه اينترنتي مي پردازند

با آرزوی موفقیت برای این دوست خوب

مدیر گروه وبلاگ های پیشکسوت : تایماز زردچشمی

نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()

ماه تمام من .. دنيای آبی مرجان يادته؟پنجشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٥

دنیای آبی مرجان

آن روز که آمدی تابستان بود و هوا آفتابی ..

و من مثل همیشه منتظر ..

منتظر اویی که قرار است در باران بیاید ..

مگر به ما نگفته بودند که آن مرد در باران آمد ..!

ولی آن روز هوا آفتابی بود ، باران هم نمی بارید ..

شاید هم قرار بود که ببارد ولی فراموش کرده بود ..

کسی چه می داند ..؟

و من این را به فال نیک گرفتم ..

و گمان کردم با اینکه او در باران نیامد و بدون اسب است ..

همان است که عمری در رویا هایم نقش اول را بی غلط بازی کرده است ..

اما آن نازنین اهل ِ پاییز , بی دلیل و شاید طبق قانون وداع ِ سرنوشت ..

رفت ..

و من قهر کردم با آسمان ..

که اگر آن روز باریده بود , هرگز از خانه بیرون نرفته بودم ..

و شاید هرگز او را نمی دیدم ..

از آن روز که او رفت ..

ماه عزیزتر است ..

برای شبهای پر از آتش و پاییز تنهایی ام ..

باران چشمم دیگر نمی گذارد ..

می گوید , نباید گفت از کسی که بی بهانه تنهایت گذاشته است ..

و من می بارم ..

تا خاطره ی روز یا شبی دیگر .. .

ماه تمام من .. دنیای آبی مرجان یادته؟      http://yadete.persianblog.ir

با آرزوی موفیت برای مرجان عزیز

مدیر گروه آزاد : مریم ( pinKy )

نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()

پرشین سینماجمعه ۳ شهریور ،۱۳۸٥
پرشین سینما : اطلاعات فیلم ها و بازیگران سینما ، از همه ی سینما های دنیا .... که به صورت گروهی فعالیت می کنند .

گوشه ای از داستان فیلم در آخرین آپدیتشان را بخوانید و لذتت ببرید :
ويل ترنر هنگامي كه با اليزابت سوان ازدواج مي كند درگير مشكلات زيادي مي شود . آنها توسط افراد كاپيتان اسپارو دستگير مي شوند و بخش زيادي از داستان با حول محوريت اين دوصرف  تلاش شان براي فرار ار دست اسپارو مي شود و در اين ميان براي براي به دست آوردن صندوقچه تلاش هايي نيز مي شود
 
  برای ادامه دستیابی به این مطالب مفید به وبلاگ
                                                                                                مراجعه فرمایید .
با تشکر از دوستانی که در این وبلاگ به صورت گروهی کار می کنند .
مدیر گروه هنر : بهاره بهرامی
نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()

همسفر با موجچهارشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸٥

(( بنام خدا ))

همسفر با موج : وبلاگ یه شاعر به نام مهرآگین ...

شاعری که از وبلاگ نویسی شروع کرد و اکنون اولین کتابش به نام وبلاگش چاپ شده و در بازار موجوده ...

آقای مهرآگین از مهر ۸۲ کارشو آغاز کرده و هم کنون هم بهنوشته های خوبش ادامه میده .

البته ایشان خیلی زود آپدیت نمیکنه اما اشعار زیبای اون ارزش چندین بار خوندن رو داره . با هم گوشه ای از آخرین شعرش رو میخونیم :

غــَم ِ نگــــاه ِ  مرا                  آن نگاه ، خواهـــــــد بـُرد

شـب ِ فــــِراق ِ مرا                 آن پـــِگـــاه ، خواهد بــُرد 

تــَن ِ فـِسُـــــرده                  به امــــــواج ِ آب خواهد  زد

و  کا م ِ  تشنـــــــه              خـُـمـــی از شراب خواهد زد

با آرزوی موفقیت برای این دوست وبلاگ نویس عزیز....

همسفر با موج                          hamsafarbamowj.persianblog.ir

 

گروه عمومی : محمد عرب احمدی

نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()