مريم دريايیپنجشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٥

مریم دریایی

ساحل من و دريای تو...ساحلی که هيچگاه از هجوم پياپی امواج آزرده نمی شود.

موج تويی ،دريا تويی ، تو که با اشتياق متوالی دريا برای رسيدن به ساحل ، به ديدارم می آيی.

تو که ابر آخرينی و بخشندگی يک شب بارانی...تو که با دوستت دارم هايت ، بغض سکوت سنگينم را میشکنی؛ همان سکوت کهنه و تلخی که گرفتارش هستم و گويا قبل از هر فريادی لازم است...

فقط ايکاش سهم من از دريای عشق تو ، تنها کناره نشينی و هجوم امواج نبود.کاش می توانستم ساحلم را به عمق دريای تو ...به چشمانت برسانم.

من می هراسم می هراسم از سرانجامی که بی تو از زندگيم چيزی نماند...

آه...که چقدر رويای با تو بودن، دور شدن از روزمرگی و تو را خواستن شيرين است!

وقتی که هستی، با قدرت عشق تو از زمين پرواز می کنم، مثل يک پرنده سبکبال دريايی ! و چقدر رويائيست آغاز پرواز از دستهای وسيع و سخاوتمند تو...

و من از آن بالا تنها دريا را می بينم و بس !...

 

          دلت آری که دريا بود و پنداری که تنها بود و ای دريا دل تنها!

                   مرا چون خسته ساحل نشين عاشق دريا بسوی خود فراخواندی...

مریم دریایی        http://darya27.persianblog.ir    

با آرزوی موفیت برای مریم عزیز

مدیر گروه آزاد : مریم ( pinKy )

نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()