فرياد در تنهايیپنجشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٥

برگ رها

دیگر چونان مثل قبل نیستم که های هوی کنم.

دیگر شده ام برگی خشک و تنها میان پیاده رویی

شلوع و پر ازدحام...

برگی که آدمها پا میگذارند روی قلبش و رد میشوند و شاید کودکی از صدای خش خش او لذت میبرد...

و تکه تکه میکنند برگی را که خود شکسته از دوران...

و تو ای عابر آنچنان باش که مینمایی و چون باد های و هوی کن.

و تمام دلها را فتح کن

و بگذار دوستت داشته باشند.

نه اینکه تو را بشکنند مثل من...

                                                                          م.حسام رحمانی

فریاد در تنهایی      http://tanhataryn.persianblog.ir

 

با آرزوی موفقیت برای حسام عزیز

مدیر گروه آزاد مریم ( pinKy )

نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()