با تو تا بی نهايتچهارشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸٥

(( بنام خدا ))

با تو تا بی نهايت : در کلام اول شاهد جمله [ اوج بی صدايی ... يعنی سکوت ]  هستيد .

در اين وبلاگ شاهد شعر های زيبايی هستيد که در زير گوشه ای از آخرين مطلبش رو براتون می نويسم

Woman with plasters over her mouth photo

من از افسون واژه ها نیست که به سرب پاره های نفرت رسیده ام

من و واژه هایم دیگر حرفی برای گفتن نداریم

ما  که همچنان عشق را از خورشید میگریم و شب ها به ماه باج میدهیم

هنوز هم با لرزش بید میلرزیم و با آواز شقایق سرخ میشویم

هنوز هم شماره شناسنامه خود را رمز چمدان ناگشوده خود میگذاریم

و همچنان میان اوراق خود عکس کودکی معشوقمان را پنهان میکنیم

همچنان از بی حرفی به اوج فریاد میرسیم .....

 

بعد از شعر يک پی نوشت هم داره که اون رو هم می خونيم اينجا :

 

پ.ن: تا حالا شده تا سر حد جون بخوای از چیزی دفاع کنی بعد یهو بخودت بیایی که شاید همه ی اون چیزهایی که فکر میکردی داری رو الان نداری؟

بعد بشینی غصه بخوری که هیچی نداری حتی خودتو؟؟؟

تو این بحبحه که فکر میکنی چیزی ازت نمونده باز فکر کنی ....

 

با تو تا بينهايت                                  aphrodite-venus.persianblog.ir

 

با آرزوی موفقيت برای اين دوست عزيز ...

نوشته شده توسط محمد عرب احمدی  | لینک ثابت  |  پيام هاي ديگران ()