لحظه های خاموشی

لحظه های خاموشی:عنوان وبلاگ برگذیده این هفته ی گروه ادبی هستش! ترجیح میدم من چیزی نگم و بخوام تا خودتون خواننده وبلاگی که به قلم دوست عزیزمون حمید هست، باشید.
اما قبل از اون میخوام گریزی بزنم به گوشه ای از آخرین نوشته ی این دوستمون که عنوانش شب و خاطره هاست.

باز هم شب شد و باز هم فکر و خیال و خاطره.

با دلی دردمند به گذشته فکر میکنم.

یاری میخواستم،کسی که مرا بفهمد...

کسی که با من میبود وقتی در اوج تنهایی به او نیاز داشتم.

دستان مهربانی میخواستم تا مرا در بر گیرند...

تا مرا به اوج برسانند...حالا کجایی؟!...

پ.ن:گرچه حس میکنم نوشته ی آخر دوستمون کمی ضعیف تر از نوشته های قبلش بوده اما امیدوارم این بهانه ای نباشه تا نوشته های قبل رو نادیده بگیریم ...

به هر حال آرزوی موفقیت دارم برای دوست خوبم حمید!

مدیر گروه ادبی : شینا

/ 7 نظر / 16 بازدید
زهرا

سلام ... واژه ها بی دل شدند .... قلم بی حوصله .... دستانم دور از دستانت ... دستانت خسته از دستانم .... باز یاد نگاهت ستاره ای در چشمانم روشن کرد در این شب تار.................. و سپاس ...

kanone adabi

لئونارد کوهن در کانون منتظر شماست

پژمان

يار آنجاست که تو خواهی باشد. هميشه موفق باشيد.

مهرداد

ما را هم به جمع خود بپذيريد http://basedaghat.persianblog.ir